دوشنبه 1396/9/27 - 3 : 1
مشخصات امام جمعه
عباس فلاحی
عباس فلاحی
امين شهر
خطبه ها
بيانات در خطبه هاي نماز جمعه مورخ 1396/9/10
وحدت در سيره پيامبر(ص) و امام صادق(ع)

وحدت

ضرورت اول جهان اسلام‏

هرچه زمان مى‏گذرد، جامعيت و جاذبه شريعت و سيره نبوى و منطق مستحكم اسلام عزيز براى بشريت تشنه عدالت، معنويت، امنيت و پاكى بيشتر عيان مى‏گردد. ولادت پيامبر اكرم(ص)، آخرين پیامبر و سفیر الهی (دوازدهم و يا هفدهم ربيع‏الاول)، نویدبخش پايان مأموريت رسالت و نبوت بود چه آن‏كه در راستاى هدايت و بيدارى و نجات بشريت زير بار ظلم و ستم، فسق و فجور و جهل و تباهى، آخرين پيامها و رهنمودها را در قالب كتابى كامل همچون قرآن كريم و شريعتی جامع و هميشه جاويد همچون اسلام عزيز در طى ۲۳ سال رسالت خود، تقديم بشريت نمود.

خدمتى كه پيامبر خاتم(ص) به بشريت از اول تا آخر کرد، به‏واقع منحصر به فرد و تنها از ناحيه شخصيتى همچون وجود مباركش امكان‏پذير بود.

يكى از مهم‏ترين رسالتهاى پيامبر خاتم(ص) اميدبخشى به مستضعفان و مظلومان عالم بود چه آن‏كه فرمود: «نُرِيدُ أَنْ نَمُنَّ عَلَى الَّذِينَ اسْتُضْعِفُوا ....» و اين ممكن نخواهد شد مگر با مجاهدت و مقاومت فراگير آحاد انسانهاى مستضعف و تحت ظلم اعم از مسلمان و غيرمسلمان.

اكنون كه پس از قرنها از دوران حيات حضرتش مى‏گذرد، به فضل الهى تشكيل تمدن عظيم اسلامى علي‏رغم ميل بدخواهان و دشمنان كينه‏ورز امت اسلام و ملت ايران، كليد خورده است. به‏واقع مى‏توان گفت كه اين حقيقت بزرگ، تنها با خميرمايه وحدت جهان اسلام امكان‏پذير خواهد بود.

از اين‏روست كه جبهه كفر و شرك و الحاد و عوامل استكبار و صهيونيزم بين‏المللى، به‏دليل بى‏منطقى و دنياگرايى و روحيه سلطه‏طلبى، همواره وحدت و بيدارى و مقاومت امت و جهان اسلام را براى خويش مزاحم مى‏دانستند و لذا بيشترين توطئه‏ها و حيلت‏ها را به شكستن وحدت امت اسلام اختصاص داده‏اند. كافى است نيم‏نگاهى به نوع نگرشها و اقدامات سخت و نرم دشمنان اسلام داشته باشيم، به‏خوبى خواهيم يافت كه هيچ موضوعى در دنيا و جهان رسانه و تبليغات و حتى سياست و قدرت، بيشتر از اتحاد و انسجام جهان اسلام مطرح و مورد تهاجم نبوده و نیست.

اگر بخواهيم تنها عنوان توطئه‏هاى جبهه كفر و استكبار را در عصر و زمان خودمان بررسى و تحليل نمائيم، قطعاً مثنوى صد من كاغذ هم پاسخگو نخواهد بود.

صف‏بندى‏ها و خلق سلفى‏گرى و ترويج انديشه‏هاى پوسيده وهابيت از طرفى، تشويق و ترغيب شيعه‏نمايان انگليسى كه جز خوش‏خدمتى به جبهه كفر و استكبار هنر ديگرى نداشته و ندارند از جهت ديگر، به‏جاى تقويت اردوگاه عظيم موحدان عالم اعم از شيعه و سنى، سرگرم گستراندن دامنه تفرقه و اختلاف و برافروختن آتش فتنه‏هاى گوناگون در بين فرق مختلف اسلامى هستند.

يكى از موضوعات عبرت‏انگيزى كه اگرچه پس از حدود ۶ سال فتنه‏گرى به فضل الهى با صلابت و استقامت جبهه مقاومت اسلامى و ايثارگرى مجاهدان مدافع حرم اهل بيت(ع) به‏طور كامل جمع گرديد، تشكيل داعش بود كه كافى است فلسفه تشكيل داعش و اهداف شوم و مرموز پشت پرده پرورش‏دهندگان داعش، يكبار ديگر مورد توجه قرار گيرد كه قطعاً يكى از اساسى‏ترين آن‏ها ايجاد اختلاف و شكاف بيشتر در صفوف به‏هم فشرده امت اسلام بوده است.

عمليات و توطئه‏ى مشغول‏سازى جهان اسلام و تشديد جنگهاى نيابتى و فرقه‏اى و قومى و مذهبى به همراه حركت مرموز اسلام‏هراسى و شيعه‏هراسى و در نهايت ايران‏هراسى، اقدام پيچيده و خطرناكى بوده و هست كه هدفهاى مرموزى را دنبال مى‏نمايد، ازجمله:

-   جلوگيرى و كند كردن حركت بيدارى جهان اسلام و بلكه بيدارى مستضعفان عالم‏

-   رونق دادن به بازار سلاح و تحميل فروش تسليحات گوناگون به كشورهاى هدف‏

-   ترميم اقتصاد كشورهاى وابسته به جبهه غرب و استكبار از رهگذر فروش سلاح و ديگر تجهيزات مورد نياز

و البته از آن‏جا كه حيات سياسى غرب و نان و آب جبهه استكبار در رأس آن آمريكا و اسرائيل در گرو تشتت و تفرّق جهان اسلام مى‏باشد، لذا انتظاری جز اين نيز از دشمنان بشريت نمى‏رود، بنابراين وحدت، اكسيرى است كه همواره بايد اولويت اول سبد زندگى و حيات اجتماعى و سياسى آحاد مسلمانان جهان در كشورهاى مختلف قرار داشته باشد چه آن‏كه با وجود داشتن دومين آمار جمعيتى پس از مسيحيت در دنيا و ظرفيتها و سرمايه‏هاى مادى و معنوى فوق‏العاده‏اى كه در اختيار دارند، نمی‏بايد هم‏اكنون مسلمانان در بسيارى از نقاط جهان دچار چالشها و درد و رنج‏هاى طاقت‏فرسايى باشند كه يمن، بحرين، نيجريه، ميانمار، كشمير، افغانستان، عراق، سوريه و فلسطين تنها بخشهايى از اين قصه‏هاى پرغصه‏اى است كه هر روز شاهد آن بوده و هستيم.

ايران اسلامى افتخار دارد با تأسى به امام راحل كه منادى وحدت امت اسلام بود و خلف صالح وى امام خامنه‏اى(مدظله‏العالى) كه اكنون اميد جهان اسلام است، ضمن تأكيد بر اين‏كه هر صداى تفرقه‏افكن و هر نشان اختلافى كه از هر حلقوم و يا قلم و رسانه‏اى صادر بشود، محكوم و در جهت خوشايند جبهه كفر و استكبار مى‏باشد، همواره و پيوسته آحاد امت اسلام را به وحدتى راهبردى و فراگير و عميق دعوت نموده تا به يارى خداى متعال، تحت سايه وحدت جهان اسلام بر مجد و عظمت و عزت و اقتدار همه كشورها و ملتهاى مسلمان افزوده گردد؛ ان‏شاءالله.‏

معاون سياسى‏

 

 

 

به‏مناسبت روز مجلس‏‏

حضرت امام خمینی‏(ره):

مجلس بايد نسبت به رفع گرفتاريهاى مردم، انقلابى عمل كند

u  مجلس؛ اميد مستضعفين‏

مجلس، قوه مجتمع يك ملت است در يك گروه،(صحيفه امام، ج ۱۲، ص ۲۰۰) مركز همه قانون‏ها و قدرت است.(صحيفه امام، ج ۱۲، ص ۳۷۴) مجلس خانه همه مردم و اميد مستضعفين است.(صحيفه امام، ج ۲۱، ص ۱۱) مجلس نگهدار مصالح كشور و ملت است.(صحيفه امام، ج ۱۸، ص ۴۶۸)

u  معناى «در رأس امور بودن مجلس»

مجلس يك چيزى است كه در رأس همه امورى كه در كشور است، واقع است، يعنى مجلس خوب همه‏چيز را خوب مى‏كند و مجلس بد همه‏چيز را بد مى‏كند.(صحيفه امام، ج ۱۸، صص ۲۸۲ - ۲۸۳)

u  لزوم پرداختن به مسائل ضرورى و محرومين‏

نمايندگان محترم مجلس قبل از پرداختن به لوايح و تبصره‏ها و مواد غير ضرورى، به فكر مسائل اصلى و كليدى كشور باشند و بر اساس اسلام عزيز، در كميسيون‏ها با طرح قوانين و لوايح، به سمتى حركت كنند كه مشكلات اساسى كشور، مرتفع و سياست‏هاى زيربنايى كشور در امور فرهنگى و اقتصادى و اجتماعى و سياسى در راستاى كمك به محرومين و رفع استضعاف، مدون و به مورد اجرا درآيد.

مجموعه خواسته‏ها و انتظارات اسلامى مردم از مجلس، رفع گرفتاريها و محروميتها و دگرگونى در نظام پر پيچ و خم ادارى كشور، از انتظارات به حقى است كه بايد آن‏ها را جدى گرفت.(صحيفه امام، ج ۲۱، صص ۵۰ - ۵۱) طرح‏ها و پيشنهادهايى (را) كه مربوط به عمران و رفاه حال ملت، خصوصاً مستضعفين است، انقلابى و با سرعت تصويب كنيد.(صحيفه امام، ج ۱۲، ص ۳۶۴)

u  لزوم ساختن اخلاق جامعه‏

مجلسى كه اساس يك كشور است، بايد محلى براى بحث و ساختن اخلاق جامعه باشد و انتقاد و استيضاح حق مجلس است، اما برخورد با متخلف با آرامى و طرح مسائل اخلاقى، بهتر رفع اختلاف مى‏كند تا با الفاظ نيش‏دار و مقابله‏كردن با يكديگر، لذا بايد نطق‏هاى قبل از دستور يا مسائلى كه در مجلس واقع مى‏شود، همانند خطبه‏هاى نهج‏البلاغه و خطب ائمه اطهار(عليهم السلام) مردم را رو به صلاح ببرد و آقايان در صحبت‏هايشان اين احساس را داشته باشند كه براى مصلحت جامعه حرف مى‏زنند، نه براى مقابله و خودشان را يك واعظ حساب بكنند كه مى‏خواهند مردم را موعظه كنند و مردم هم احساس كنند كه اين آقايان خير و صلاح آن‏ها را مى‏گويند.(صحيفه امام، ج ۱۸، صص ۴۲ - ۴۳)

u  اجتناب از رفتار خاضعانه با استكبار

براى من نقل كردند كه (روزى مدرس) داشت قليان خودش را چاق مى‏كرد، فرمانفرماى آن روز (به) منزلش وارد شده بود، به (فرمانروا) گفته بود كه من آب قليان را مى‏ريزم، تو آتش (را) سرخ كن يا به‏عكس. از اينجا همچو او را كوچك مى‏كرد كه (فرمانروا) ديگر نمى‏توانست طمع بكند.(صحيفه امام، ج ۱۶، ص ۴۵۲) اين براى اين بود كه برخورد با اين مغزهاى فاسد، گاهى بايد طورى باشد كه از اول طمع نكنند، اگر چنان‏چه با تواضع و خضوع و آنطورى كه آن وقتها متداول بود، رفتار مى‏كردند، او طمع مى‏كرد كه اگر چنان‏چه مطلبى دارد، تحميل كند، اما وقتى برخورد، اين برخورد بود؛ ساده و لكن كوبنده، ديگر نمى‏توانست مطلبى را به او تحميل كند.(صحيفه امام، ج ۱۳، ص ۴۸۵)

u  مراقبت از عدم انحراف رسانه‏ها و مطبوعات‏

وصيت من به مجلس شوراى اسلامى در حال و آينده و رئيس جمهور و رؤساى جمهور مابعد و به شوراى نگهبان و شوارى قضايى و دولت در هر زمان آن است كه نگذارند اين دستگاه‏هاى خبرى و مطبوعات و مجله‏ها از اسلام و مصالح كشور منحرف شوند و بايد همه بدانيم كه آزادى به شكل غربى آن كه موجب تباهى جوانان و دختران و پسران مى‏شود، از نظر اسلام و عقل محكوم است.(صحيفه امام، ج ۲۱، صص ۴۳۵ - ۴۳۶)

u  يادى از شهيد مدرس‏

در يك مجلس از مجالس سابق كه مرحوم آسيد حسن مدرس در آن مجلس بود، اولتيماتومى از دولت روس به ايران آمد كه اگر فلان قضيه را انجام ندهيد، ما از قزوين به تهران مى‏آييم و تهران را مى‏گيريم. دولت ايران هم به مجلس فشار آورد كه اين‏را بايد تصويب كند. يكى از مورخين آمريكايى مى‏نويسد كه يك روحانى با دست لرزان، (به) پشت تريبون آمد و گفت: «آقايان! اگر بنا است از بين برويم، چرا با دست خودمان (از بين) برويم؟» مجلس (هم) به‏واسطه مخالفت او، جرأت پيدا كرد و (آن مصوبه را) رد كرد.(صحيفه امام، ج ۱، ص ۴۲۲)

تنها آدمى كه در مقابل رضاخان قلدر ايستاد، (مدرس بود)؛ يك روحانى كه لباسش از ساير اشخاص كمتر بود و كرباس به تن مى‏كرد.

(مدرس،) مرد قدرتمندى بود، براى اين‏كه الهى بود؛ مى‏خواست (براى) خدا كار بكند، نمى‏ترسيد.(صحيفه امام، ج ۷، ص ۳۰۵) رضاشاه از مدرس مى‏ترسيد، آنقدرى كه از مدرس مى‏ترسيد، از دزدهاى سر گردنه نمى‏ترسيد، از تفنگدارها نمى‏ترسيد.(صحيفه امام، ج ۹، ص ۲۹۴)

 

 

 

به‏مناسبت هفته وحدت‏

مقام معظم رهبری(مدظلهالعالی):

دو جهت‏گيرى اساسى وحدت دنياى اسلام؛

رفع اختلافات + تلاش براى حاكميت اسلام‏

u  نياز شديد دنياى اسلام به اتحاد

امروز دنياى اسلام به اين اتّحاد و اين همدلى به شدّت نيازمند است. امروز پيكر دنياى اسلام زخم‏خورده است؛ امروز دشمنان اسلام توانسته‏اند با ايجاد جنگ و خِلاف در بين خود مسلمين، آن‏ها را فَشَل كنند، آن‏ها را مشغول به خود كنند و دشمنان آن‏ها را در حاشيه امن نگه دارند. در منطقه غرب آسيا، رژيم غاصب صهيونيست در امنيّت به‏سر ببرد، (ولى) مسلمانها به جان هم بيفتند! اين حقيقت و واقعيّتى است كه امروز وجود دارد و اين‏كار، كار دشمنان اسلام است؛ كار آمريكا است، كار صهيونيسم بين‏المللى است و كارِ ادامه‏هاى آن‏ها و همكاران آن‏ها در اين منطقه است. با كمال تأسّف بايد قبول كنيم كه در درونِ خودِ امّتِ اسلامى و دولتهاى اسلامى، كسانى هستند كه همان كارى را كه آمريكا مى‏خواهد و صهيونيست مى‏خواهد، انجام مى‏دهند؛ براى چه؟ براى جراحت واردكردن بر پيكر امّت اسلامى. در يك چنين شرايطى اتّحاد امّت اسلامى اوجب واجبات است؛ بايد دُور هم جمع بشويم.(۲/۹/۱۳۹۶)

u  براى صدمين بار، هزارمين بار مى‏گويم‏

امروز دنياى اسلام با تهاجم سياسى و فرهنگى و تبليغاتى همه‏جانبه دشمنان اسلام مواجه است. اين نكته را بايد در همه جهان اسلام، همه آحاد مردم، به‏خصوص نخبگان، به‏خصوص روشنفكران، علماى دين، افراد برجسته سياسى غفلت نكنند. امروز تهاجم عليه اسلام و مقدسات مسلمانان همه‏جانبه است و اين نه به‏خاطر اين است كه دشمن قوى شده است، به‏خاطر اين است كه دشمن در مقابل حركت عظيم اسلامى احساس ضعف مى‏كند، لذا به انواع جنگهاى روانى، تهاجمات گوناگون، ترساندن ملتها و كشورهاى مسلمان از يكديگر و تبليغات عليه يكديگر متوسل مى‏شود.

راه اين است كه دنياى اسلام وحدت خود را حفظ كند. من بار ديگر براى صدمين بار، هزارمين بار، از زبان ملت ايران خطاب به همه برادران مسلمان در اكناف عالم عرض مى‏كنم: اتحاد خودتان را حفظ كنيد، مبادا بازيچه دست دشمنان مشتركى بشويد كه به‏عنوان قوميت عرب و عجم، به‏عنوان مذهب شيعه و سنى، به عناوين گوناگون ديگر مى‏خواهند بين شما اختلاف بيندازند. آن‏ها نه دوست شيعه هستند، نه دوست سنى، آن‏ها دشمن اسلامند.(۱۰/۷/۱۳۸۷)

u  ضعف و ذلت مسلمانان دنيا به‏خاطر اختلاف‏

امروز شعار «انماالمؤمنون اخوة فاصلحوا بين اخويكم»(حجرات، آيه ۱۰) از هميشه جدى‏تر است. امروز اين ضعف و ذلتى كه مسلمانهاى كشورهايى در دنيا دچار آن شده‏اند، ناشى از همين تفرق و اختلاف است. اگر مسلمانها متحد بودند، فلسطين اين‏جور نمى‏شد، بوسنى آن‏جور نمى‏شد، كشمير آن‏جور نمى‏شد، تاجيكستان اين‏جور نمى‏شد، مسلمانهاى اروپا آن‏جور در محنت زندگى نمى‏كردند، مسلمانها در آمريكا آن‏جور مورد زورگويى قرار نمى‏گرفتند، علت اين است كه ما با هم اختلاف داريم.(۱۴/۶/۱۳۷۲)

u  اين خيانت نيست؟!

قرآن از زبان پيامبر اكرم(ص) به مسيحيان آن زمان مى‏گويد: «تعالوا الى كلمة سواء بيننا و بينكم الا نعبد الا الله و لانشرك به شيئا»، آن‏وقت فرقه‏هاى مسلمان، با خداى واحد، پيغمبر واحد، قرآن واحد، قبله واحد، عبادت واحد، اين همه مشتركات و مسلمات، چند موضوع مورد اختلاف را وسيله قرار بدهند براى دشمنى! اين، خيانت نيست؟ اين، غرض‏ورزى غرض‏ورزان و غفلت غافلان نيست؟ هر كسى‏كه در اين‏زمينه تقصيرى بكند، پيش خداى متعال مؤاخذ است؛ چه شيعه باشد، چه سنى.(۱۷/۵/۱۳۸۵)

u  وحدت يعنى تكيه بر مشتركات‏

«مقصود ما از وحدت مسلمانان چيست؟» آيا مقصود اين است كه مسلمانان از مذهب خود دست بردارند و به مذهب ديگرى اعتقاد پيدا كنند و عمل نمايند؟ نه، مقصود اين نيست.

بحث ما اين است كه مى‏خواهيم به همه مسلمانان - از شيعه و سنى - بگوييم و تذكر بدهيم كه شما يك نقاط مشترك و يك نقاط اختلاف و افتراق داريد. در بعضى چيزها با هم شريكيد و يك طور فكر و عمل مى‏كنيد و در بعضى چيزها، هر فرقهْ روش خود را دارد.

نكته اين است كه اولا آن نقاط اشتراك بيشتر از نقاط افتراق است، يعنى همه مسلمين، به خداى واحد و قبله واحد و پيامبر واحد و احكام و نماز و روزه و زكات و حج اعتقاد دارند. همه مسلمين عالم معتقدند كه نماز را بايد به طرف كعبه و به زبان قرآن و از آيات قرآن خواند. همه مسلمين عالم، ماه رمضان كه فرا مى‏رسد، آن وقتى كه فهميدند روز اول ماه است، روزه مى‏گيرند، مگر كسى‏كه نخواهد به تكليفش عمل كند و بخواهد فسق كند، و الا همه مسلمين عالم به اين امور اعتقاد دارند.(۱۹/۷/۱۳۶۸)

u  مهم‏ترين و راحت‏ترين مايه اتحاد

عزيزان من، مسلمانان دنيا زير نام نبى‏اكرم(ص) راحت‏تر و سهل‏تر از همه‏چيز مى‏توانند متحد شوند، اين، خصوصيت آن‏بزرگوار است. من بارها عرض كرده‏ام آن‏بزرگوار، مجمع و ملتقاى عواطف مسلمانها است. مسلمان به پيغمبر خود عشق مى‏ورزد. خدايا! تو شاهدى كه دلهاى ما، مالامال از محبت پيغمبر(ص) است، از اين محبت بايد استفاده كرد، اين محبت، راهگشا است. امروز مسلمانها به اخوت و برادرى احتياج دارند.(۱۴/۶/۱۳۷۲)

وجود مقدس نبى مكرم و رسول اعظم اسلام(ص)، مهم‏ترين نقطه ايجاد وحدت است. دنياى اسلامى مى‏تواند در اين نقطه به هم پيوند بخورد، اينجا جايى است كه عواطف همه مسلمانها در آن‏جا متمركز مى‏شود، اين، كانون عشق و محبت و دنياى اسلام است.(۲۷/۱/۱۳۸۵)

u  دو جهتگيرى اساسى در مسأله وحدت‏

در مسأله وحدت، دو نقطه يا دو جهت‏گيرى اساسى وجود دارد كه هر كدام به تنهايى، حائز اهميتند. وقتى ما شعار وحدت را مى‏دهيم، اين دو نكته اساسى بايد مورد توجه ما باشد و همينها است كه براى زندگى عملى مسلمين كارساز است.

الف. رفع اختلافات و درگيريها و كارشكنيها

يكى از اين دو نكته، عبارت از رفع اختلافات و تناقضها و درگيريها و تضادها و كارشكنيها است كه از قرنها پيش تا امروز، ميان طوايف و فرق مسلمين وجود داشته است و هميشه هم اين تناقضها به ضرر مسلمين تمام شده است.

اگر به تاريخ اسلام برگرديم، خواهيم ديد كه زمام و مبدأ همه يا قسمت اعظم اين تعارضها و تناقضها، به دستگاههاى قدرت مادى برمى‏گردد. تاريخ اسلام را ملاحظه كنيد، خواهيد ديد كه از اختلافات اوليه يعنى مسأله خلق قرآن و امثال آن تا بقيه اختلافهايى كه در طول زمان بين فرق اسلامى - مخصوصا در زمانهاى بيشترى بين شيعه و سنى - اتفاق افتاده است، تقريبا سر نخ اين اختلافات در تمام بلاد اسلامى، دست قدرتها است. البته جهالتهاى عمومى و تعصبهاى غيرمتكى به منطق و تحريك احساسات يكديگر اثر دارد، اما اين‏ها زمينه است و هيچكدام، آن حوادث خونين بزرگى را كه ما در تاريخ مشاهده مى‏كنيم، به‏وجود نمى‏آورد. آن حوادث بزرگ، به دستگاه ارباب قدرت برمى‏گردد كه از اين اختلاف، دنبال فايده‏اى مى‏گشتند. استعمار كه وارد كشورهاى اسلامى شد - بعضى مستقيم و بعضى غيرمستقيم - واضح شد كه او هم دنبال همين قضيه است.

ب. وحدت در خدمت و در جهت حاكميت اسلام‏

نكته دوم اين است كه اين وحدت بايد در خدمت و در جهت حاكميت اسلام باشد، و الا پوچ و بى‏معنى خواهد بود. اگر علماى اسلام قبول مى‏كنند كه قرآن فرموده است: «و ما ارسلنا من رسول الا ليطاع باذن الله»؛(نساء، آيه ۶۴) پيامبر(ص) نيامد كه نصيحتى بكند، حرفى بزند، مردم هم كار خودشان را بكنند و به او هم احترامى بگذارند؛ آمد تا مورد اطاعت قرار بگيرد، جامعه و زندگى را هدايت كند، نظام را تشكيل بدهد و انسانها را به سمت اهداف زندگى درست پيش ببرد. اگر علماى اسلام قبول دارند كه قرآن كريم مى‏فرمايد: «لقد ارسلنا رسلنا بالبينات و انزلنا معهم الكتاب والميزان ليقوم الناس بالقسط»، اقامه قسط و عدل و رفع ظلم و ايجاد زندگى صحيح براى بشر، هدف اديان است، پس بايد حركت به سمت حاكميت اسلام باشد و حاكميت اسلام در كشورها و جوامع اسلامى، امرى ممكن است.(۱۶/۷/۱۳۶۹)

u  اعتصام بحبل‏الله؛ كفر به‏طاغوت + ايمان بالله‏

آيه شريفه قرآن مى‏فرمايد: «فمن يكفر بالطاغوت و يؤمن بالله فقد استمسك بالعروة الوثقى». اين، اعتصام به حبل‏الله را براى ما معنا مى‏كند. تمسك به حبل‏الله چگونه است؟ با ايمان بالله و كفر به طاغوت.

در بسيارى از بخشهاى امت اسلامى، ايمان بالله هست، اما كفر به طاغوت نيست. كفر به طاغوت لازم است. بدون كفر به طاغوت، تمسك به عروه وثقاى الهى امكانپذير نيست. ما كشورها و دولتها و ملتها را به اين‏كه به جنگ با آمريكا بشتابند، دعوت نمى‏كنيم، ما دعوت مى‏كنيم كه تسليم آمريكا نشوند. ما دعوت مى‏كنيم كه با دشمن اسلام و مسلمين همكارى نكنند. يكى از اقسام همكارى‏نكردن همين است كه به وسوسه‏هاى آن‏ها در زمينه وحدت امت اسلامى اعتنا نكنند و امت اسلامى را با اتحاد خودش حفظ كنند.(۳۰/۵/۱۳۸۵)

 

 

اخبار
ارتباط با امام جمعه